بیا از همین اول،هنوزشروع نکردم کم آوردم
.اخه یکی نیست بگه آهای آدمای عاقل آبتون کم بود؟نونتون کم بود؟وبلاگ ساختنتون چی بود؟که حالا مثل چی بمونید توکار خودتون!
حالا خوبه اولشه و تازه میخوایم شروع کنیم دوروز دیگه که شروع کردیم میخوایم چه خاک مبارکی بر سر کنیم هنوزم خودمون نمیدونیم
ولی ما مثل کبری خانم که چه عرض کنم مثل ریزعلی خواجوی تصمیممون رو گرفتیم
کمربندهامونو محکم بستیم وعزممون و جزم کردیم که تا آخرش بریم،حالا آخرش چی بشه و به کجا ختم بشه الله و اعلم....به قولی:(من دگر به پایان نیندیشم که همین در کار خود ماندن زیباست.)
جونم براتون بگه:قضیه از اونجایی شروع شد که یه جرقه مثل رعد وبرق به مغز نذاشته ی
من واین رفیق شفیقم زد که بیایم و یه وبلاگ درست کنیم با شراکت و مدیر یت دوتاییمون....
..جرقه زدن همانا وپریدن فیوز ما دوتا هم همانا(ا البته پریدن فیوز ما هیچ ربطی به برداشتن یارانه ها نداره)البته از همین اول بگم ما نه ولی بزرگان از قدیم گفتن آشپز که دو تا بشه آش یا شور میشه یا بی نمک
ولی چیکار میشه کرد جرقه ای بود که زده شد و فکری بود که عملی شد.....
و اینچنین ما دوتا هم به جمعیت بزرگ وبلاگ نویسان این صحرای مجازی اضافه شدیم..........
پس یا علی
:: بازدید از این مطلب : 323
|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9